نماز ظهر عاشورا و شهادت اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
صلاة ظهر شد، ای عاشقان! اذان بدهید به شوق سجده، به شمشیر خود امان بدهید صلاة ظهر شد، از جنگ دست باید شست که دل به جـلـوۀ آن یار مـهـربان بدهید صلاة ظهر به «محراب و قبله و به نماز» شما که سینه سپـر کردهاید؛ جان بدهید صلاة ظـهـر شد، اول نـمـاز بگـزاریـد به این فریضۀ خود روح جاودان بدهید رسید مـوقـع « قـد قـامتِ الصَّلاة» آری به این دو رکعت خود عرش را تکان بدهید همین که آیۀ «ایّاکَ نَستعـین» خـوانـدید فرشتـگـان زمـین! دل به آسـمـان بدهید اگر چه زخـم زبـان میزنـنـد، باز شما پـیــامِ نــور بـه آئــیـنـۀ زمــان بـدهــیـد زمانِ سینه سپر کردن است و وقت سفر شکـوهِ تـازه به این بـاغ ارغـوان بدهید پرنده را که ز پرواز تـیر، پـروا نیست به حـلـقـههای زره رنگ پرنـیان بدهید در این مـقـام که احـرام عاشـقی بستـید به دشـمـنان، هـنرِ عشق را نشان بدهید به عـاشـقـانهترین سجده سر فرود آرید به مهر سایه، به محراب سایهبان بدهید از این نـمـاز به معـراج میرسـید آری اگر چه در وسط «حمد و سوره» جان بدهید «سعید» غرق سعادت شد از وفای به عهد به این گذشته ز جان، مژدۀ جنان بدهید نمـاز آخر من، باز عـصر عاشوراست شما خـبر به شهـیـدان و قـدسـیان بدهید نمیرسید به فیض حضور یار، «شفق» مـگـر در آیـنـۀ عـشـق امـتـحـان بدهـید |